سيد محمد كمره اى

199

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

شش سال و يكى دوازده‌ساله [ دارد ] ، ديمى ناخوش حصبه يازده روز است ابدا معالجه نشده و حال تلفى است . بعد ضعيفه را برداشته رفتم منزل آقا ميرزا صدر الدين ، بليط را گرفته دادم به ضعيفه ، مجددا در منزل آقا ميرزا صدر الدين چايى خورده بيرون آمدم از آن‌جا درب دكان آقا ميرزا محمد على خان صراف قدرى صحبت مىخواستيم بكنيم ، ميرزا اسماعيل خان مميززاده رسيد اظهار داشت كه وجه قروض هيئت‌مديره چه بايد بشود ؟ گفتم من در سهميه خود كرارا به مصباح گفته‌ام و خودش گفت باشد . بعد به منزل حاج ميرزا مهدى خزانه رفتم كه مرا دعوت [ كرده ] و ملاقات خواسته بود . معلوم شد مرا به كمك قصد مخصوصى براى خودش نزد صمصام خواسته بود . من اظهار داشتم كه داخل در جزئيات نمىشوم و اگر هم بشوم براى شما صرف ندارد ، چه كه اولياء با من باطنا خوب نيستند . بعد بيرون آمده دو و نيم به غروب به مطبعه رفته صورت‌حساب صحيح خواستم ، قرار شد فردا بدهد . بعد به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان . نيم ساعتى آنجا . بعد يك و نيم به غروب منزل ثبت اسناد برحسب وعده رفتم . به فاصله ، ميرزا حبيب الله خان پستخانه و بعد آقا ميرزا باقر خان بيوتات رسيده چايى خورده ، چهار نفرى مشغول صحبت . آن‌ها مايل كه تشكيل جمعيتى بدهيم . من پرسيدم اول بايد فهميد كه شما چه مىخواهيد بكنيد ، بعد ببينيم مىشود يا خير ؟ تا ساعت سه و نيم از شب طول كشيد ، قرار شد روز جمعه منزل فتح السلطنه بعد از ظهر . بعد بيرون آمده به خانه آمدم . تلگرافى از ملاير عضو كميته ملى ، آقا احمد زده بود كه اهالى غرب منتظر تعيين تكليف . بعد قدرى كلم با كمك احمد نشاء در باغچه كرده ، آب هم مىآمد . بعد ساعت چهار از شب شام باقلا و شبت‌پلو و ماهى و گوشت خورده ، احمد رفت به آبيارى باغچه‌ها . در اين هفته حاج سيد ابو القاسم يزدى و شيخ محمد رضا قمى فوت كردند . [ امور روزانه ] سه‌شنبه سيم شعبان . - صبح بعد از چايى قدرى نشاء كلم زده بعد بيرون و به خانه عين الممالك [ رفتم ] . مصدق السلطنه هم آنجا بودند . قدرى صحبت عرفان‌بافى و قدرى متفرقه ، به قدر ساعتى چايى و سيگار . بعد بيرون آمده منزل حاج جلال لشكر كه قدرى پول گرفته ، نبودند . به منزل آقا سيد جليل براى ديدن عبد الرسول خان رفته ، او هم نبود . پياده دو به ظهر منزل معتمد الدوله رفته